بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار طلاب واساتید مدرسه‏ علمیه‏ آیةالله مجتهدی
نظرات () | ادامه مطلب...

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلى خوشوقتم و خوشحالم از این که این توفیق را به دست آوردم که امروز در این جا با شما جوانان مؤمن و طالب علم و فعال در عرصه ى کسب علم و معرفت در حوزه ى دینى، ملاقات کنم. از سالها پیش خیلى مایل بودم که یک وقت به مدرسه ى شما و این حوزه ى گرمى که در تهران برخلاف معمول بحمدالله با همت بلندى به وجود آمده، خودم بیایم و از نزدیک آن جا را ببینم. اما امروز بحمدالله این توفیق را پیدا کردیم که شما به این جا تشریف بیاورید و از نزدیک زیارتتان کنیم. خیلى قبل از آن که خدمت جناب آقاى مجتهدى برسم و ایشان را از نزدیک زیارت کنم، مدرسه ى ایشان را پیش از انقلاب مى شناختم و نام و آوازه ى این مدرسه را شنیده بودم. ایشان همت کردند و در تهران یک حوزه ى علمیه ى واقعى و جدى تشکیل دادند؛ این چیز خیلى کمیاب و کم نظیرى بوده است. عشق و علاقه ى ایشان به این کار و تلاش مخلصانه یى که انجام دادند، کمک الهى را جلب کرد و ایشان توانستند این کار را انجام دهند. این مدرسه بحمدالله برکاتى هم داشته است.




:: برچسب‌ها:
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۳
زمان : ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ
در رکعت اول الاغ خریدی،در رکعت دوم طویله ساختی
نظرات ()

روزی یکی از اولیای خدا آمد،ایستاد صف اول نماز و به آقایی اقتدا کرد.رکعت اول را که خواند،رکعت دوم را نیت فرادی کرد.نمازش را خواند و بقچه اش را باز کرد و مشغول خوردن نان و پنیر و انگور شد.نماز که تمام شد،حاجی ها و کسانی که در صف اول ایستاده بودند،گفتند:

مشتی،تو آمدی صف اول حواس ما را پرت کردی و حالا نشسته ای نان و انگور می خوری؟

پیشنماز هم چپ چپ به این شخص نگاه می کرد،آن شخص آمد در گوش پیشنماز آهسته گفت:علت اینکه من نمازم را فرادی کرده بگویم یا می گویی؟

پیشنماز گفت:بفرمایید

او در گوش پیشنماز گفت:رکعت اول داشتی الاغ می خریدی،با خود فکر می کردی که خانه مان دور است،خوب است الاغی بخرم_البته این قصه برای صد سال پیش است،آن موقع ماشین نبود،حالا که ماشین است می خواهیم ماشین بخریم_رکعت دوم داشتی طویله می ساختی،با خود می گفتی الاغ را کجا ببرم؟بعد با خود گفتی:

گوشه خانه اتاق خالی است،همان را طویله می کنم!




:: برچسب‌ها:
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۳
زمان : ٤:٥٥ ‎ب.ظ
اخلاص
نظرات ()

حاکم رشت روضه گرفته بود و از بهترین وعاظ و مداحان دعوت کرده بود .

یک روز مداح دیر میکنه و حاکم میبینه مجلس داره خراب میشه .

در همین موقع مداحی به اسم شیخ حسین که معروف بود به آشیخ حسین بدخون ( به خاطر صدای بدش ) از جلو در رد میشه .

حاکم برای خالی نبودن عریضه داد میزنه : آشیخ حسین بیا برو منبر .

شیخ حسین هم میره منبر و شروع میکنه به مداحی .

آن شب حاکم در خواب حضرت زهرا سلام الله علیها رو میبینه .

حضرت میفرمایند : ما امروز به جلسه شما آمدیم .

(چون اون روز اخلاص وجود داشت.)




:: برچسب‌ها: اخلاص
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٢
زمان : ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ
از بین بردن زنگار دل
نظرات ()

دل هم مثل آهن زنگ میزنه

زنگار دلتون رو با استغفار در وقت سحر و دست کشیدن به سر یتیم از بین ببرید .

سر کشیدن سر یتیم یعنی رسیدگی کردن به اون .




:: برچسب‌ها: زنگار دل, دست کشیدن سر یتیم, استغفار
نویسنده : محمدی
تاریخ : چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٢
زمان : ٩:٥٧ ‎ب.ظ
دنیا
نظرات ()

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای

گفت : یا وهمیست یا خوابیست یا افسانه ای

***

***

گفتم: اینهایی که میبینی چرا دل بسته اند ؟

گفت: یا مست اند یا یا خوابند یا دیوانه ای




:: برچسب‌ها: دنیا
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢
زمان : ٧:۳٧ ‎ب.ظ
 
نظرات ()

افسانه حیات دو روزی نبود بیش

آنهم کلیم باتو بگویم چه سان گذشت

********

********

نیمی ز عمر بهر بستن دل شد به این و آن

نیمی دگر به کندن دل زین و آن گذشت




:: برچسب‌ها: دنیا
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢
زمان : ٧:۳٢ ‎ب.ظ
عبادت به خاطر خود خدا
نظرات ()

گدایی سکه ای رو توی دستش گرفته بود و با اون حرف میزد و میگفت : هر کسی تورو واسه یه چیز میخواد . یکی واسه خرید خونه ، یکی واسه خرید ماشین و ...

اما من تو رو واسه خودت میخوام نه چیز دیگه .

عبادت هم باید به خاطر خود خدا باشه نه چیز دیگه . نه به خاطر بهشت و یا ترس از جهنم .

امیر المؤمنین علیه السلام به خدا عرض میکنه : خدایا از ترس جهنم یا طمع به بهشتت عبادتت نمیکنم. بلکه تو را مستحق عبادت یافتم پس عبادتت کردم .




:: برچسب‌ها: عبادت, خدا
نویسنده : محمدی
تاریخ : چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢
زمان : ۸:٥٠ ‎ب.ظ
ساختن در برای دل
نظرات ()

شخصی خدمت آیت الله اراکی (رحمه الله ) میرسه و طلب موعظه میکنه .

ایشان می پرسند : شغلت چیه ؟

میگه : نجار هستم .

ایشان می فرمایند : تا حالا برای دلت در ساختی ؟




:: برچسب‌ها: آیت الله اراکی, نجار
نویسنده : محمدی
تاریخ : چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢
زمان : ٥:٤٢ ‎ق.ظ
سه دقیقه به یاد خدا باش
نظرات ()

شخصی به منزل آیت الله حاج میرزا عبد العلی تهرانی میرود و از ایشان تقاضای موعظه می کند.

ایشان میفرمایند : روزی سه دقیقه به یاد خدا باش .

بعد از چند لحظه می فرمایند : اگر دو دقیقه هم شد عیبی ندارد .




:: برچسب‌ها: حاج میرزا عبد العلی تهرانی, یاد خدا
نویسنده : محمدی
تاریخ : پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٢
زمان : ٤:۱۱ ‎ق.ظ
نوبر کردن عبادات
نظرات ()

خوبه همون طور که آدم میوه های هر فصل رو نوبر میکنه , بعضی از اعمال و عبادات رو در هر سال یا عمرش نیز نوبر کنه .




:: برچسب‌ها: نوبر کردن, عبادات
نویسنده : محمدی
تاریخ : چهارشنبه ٥ تیر ۱۳٩٢
زمان : ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ
عین الدوله سگ کیه؟
نظرات ()

عین الدوله که از وزرای قاجار بود روزی از خانه خارج شد و دید که دو درویش جلوی خانه اش نشسته اند.

اولی میگفت : کار خوبه خدا درست کنه و دومی میگفت : کار خوبه عین الدوله درست کنه.

عین الدوله از درویش دوم خوشش آمد و دستور داد که برای او غذا ببرند و زیر غذا سکه ای گذاشت .

ولی وقتی درویش غذا را دید ( چون انتظار پول داشت ) غذا را نخورد و آن را به درویش اول داد .

 درویش اول غذا را خورد و سکه را هم برداشت و رفت .

فردای آن روز دوباره همان درویش دوم آمد و دوباره شروع کرد به گفتن اینکه " کار خوبه که عین الدوله درست کنه".

وقتی عین الدوله آمد و او را دید گفت : مگر دیروز به تو سکه ندادم ؟

درویش جواب داد : کدام سکه ؟ من سکه ای ندیدم .

عین الدوله گفت : همان سکه که زیر غذا گذاشته بودم .

درویش گفت : من دیروز غذا را نخوردم و به آن درویش دادم .

عین الدوله گفت : حق با آن درویش بود که " کار خوبه که خدا درست کنه " عین الدوله سگ کیه .

 




:: برچسب‌ها: عین الدوله
نویسنده : محمدی
تاریخ : چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢
زمان : ٥:٤٢ ‎ب.ظ
سخاوت و بخشندگی
نظرات ()

دانی که چرا تو را خدا داده دو دست؟

من معتقدم که اندر آن سری هست

 

با یک دست به کار خویشتن پردازی

با دست دگر ز دیگران گیری دست




:: برچسب‌ها: سخاوت, بخشندگی
نویسنده : محمدی
تاریخ : چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢
زمان : ٥:۳٥ ‎ب.ظ
باور کردن حرف پیامبران
نظرات ()

میفرمودند :

شیخ جعفر شوشتری در ماه رمضان بالای منبر فرمودند : بوی سوختن می آید.

مردم شروع به گشتن شدند تا آتش را پیدا کنند.

بعد از مدتی گشتن و پیدا نکردن چیزی و بهم زدن مجلس, آرام گرفتند.

بعد شیخ فرمودند : جعفر کذاب ( اسم کوچک ایشان جعفر بود) در روز ماه رمضان , در بالای منبر یک چیزی گفت شما باور کردید . صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمدند و گفتند : خدا هست ,قبر و قیامت هست,... شما باور نکردید .




:: برچسب‌ها: شیخ جعفر شوشتری, باور کردن, پیامبران
نویسنده : محمدی
تاریخ : یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
زمان : ٢:۱٥ ‎ب.ظ
در مذمت عیب جویی
نظرات ()

سیر یک روز طعنه زد به پیاز           که تو مسکین چقدر بدبویی

گفت از عیب خویش بی خبری         زان ره از خلق عیب میجویی

گفتن از زشترویی دگران                نشود باعث نکو رویی

تو گمان میکنی که شاخ گلی         بصف سرو و لاله می رویی

یا که همبوی مشک تاتاری             یا ز ازهار باغ مینویی

خوشتن بی سبب بزرگ مکن          تو هم از ساکنان این کویی

در خود آن به که نیکتر نگری           اول آن به که عیب خود گویی




:: برچسب‌ها: مذمت, عیب جویی
نویسنده : محمدی
تاریخ : یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
زمان : ۱:٥٦ ‎ب.ظ
سخنان بزرگان در مورد ایشان
نظرات ()

* امام خمینی(ره )

در جلسه‌ای که شورای مدرسین حوزه علمیه قم، با امام خمینی (ره )
داشتند، امام از وضع آینده حوزه‌ها اظهار نگرانی کردند. آیت‌الله العظمی صافی به ایشان عرض کردند، که در تهران هم مدرسه‌ای هست که اگر در آینده مجتهدی بیرون بیاید، از آنجاست. امام فرمودند: می‌دانم، می‌دانم
.
همچنین شخصی از حضرت امام استفتاء کرد که پسرم دیپلم گرفته است و می‌خواهم او را به حوزه علمیه بفرستم کدام حوزه خوب است امام فرمودند: حوزه آقای مجتهدی

 

* مقام معظم رهبری :

اگر مدرسه علمیه ایشان نبود متحیر بودم فرزاندم را به کجا بفرستم .

همچنین رهبر معظم انقلاب در دیدار با طلاب و اساتید مدرسه علمیه آیت‌الله مجتهدی فرمودند: از سال‌ها پیش خیلی مایل بودم که یک وقت به مدرسه شما و این حوزه گرمی که در تهران بر خلاف معمول بحمدالله با همت بلندی که به وجود آمده بیایم و از نزدیک آنجا را ببینم اما امروز بحمدالله این توفیق را پیدا کردیم که شما به اینجا تشریف بیاورید و از نزدیک زیارتتان کنیم. خیلی قبل از آنکه خدمت جناب آقای مجتهدی برسم و ایشان را از نزدیک زیارت کنم مدرسه ایشان را پیش از انقلاب می‌شناختم و نام و آوازه این مدرسه را شنیده بودم ایشان همت کردند و در تهران یک حوزه علمیه واقعی و جدی تشکیل دادند این چیز خیلی کمیاب و کم نظیری بوده است. عشق و علاقه ایشان به این کار و تلاش مخلصانه‌ای که انجام دادند کمک الهی را جلب کرد و ایشان توانستند این کار را انجام دهند این مدرسه بحمدالله برکاتی هم داشته است از سال‌های متمادی فضلای برجسته و علمای محترمی از همین کانون بنا شده برعشق و همت و تلاش و اخلاص بیرون آمده‌اند و در نقاط مختلف مشغول انجام وظیفه‌اند این را باید قدر بدانیم .

 

* آیت‌الله العظمی وحید خراسانی :

در مدرسه آیت‌الله مجتهدی تهرانی، انسان، تربیت می‌شود

 

* آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی

در جواب سؤالی که در کدام حوزه برویم درس بخوانیم فرمودند: به حوزه آقای مجتهدی

 

* آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی :

ما برای طلاب ایشان احترام خاصی قائل هستیم

 

 


* آیت‌الله جوادی آملی :

در جواب شخصی که پرسیدند در تهران به درس اخلاق چه کسی برویم فرمودند :‌
به درس اخلاق آقای مجتهدی بروید 

 

 
* آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی :

در جواب سوال طلاب حوزه آیت الله مجتهدی که موعظه خواسته بودند فرمودند: بروید کارهای آقای مجتهدی را نگاه کنید همه‌اش موعظه است

 


* آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی :

طلابی که در محضر حاج آقا مجتهدی هستند نفس ایشان (و مراقبت‌های دائمی از درس و اخلاق طلاب) آنها را عاقبت بخیر می‌کند.

 



 




:: برچسب‌ها:
نویسنده : محمدی
تاریخ : چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢
زمان : ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ
خوشترین شب یک ولی خدا
نظرات ()

ایشان از قول شیخ محمد حسین زاهد (ره) میفرمودند:

شبی یکی از اولیاء وارد خانه شد . به همسر خود گفت : چیزی برای شام بیاور تا بخوریم .

همسرش گفت : چیزی برای خوردن نداربم .

گفت : پس کمی روغن داخل چراغ بریز تا عبادت کنیم .

همسرش گفت : روغن هم نداریم .

شیخ محمد حسین زاهد می فرمودند : آن شب خوشترین شب آن ولی خدا بود .

عبادت میکرد و میگفت : خدایا چه کار خوبی کردم که در یک شب مستحق دو نعمت شدم؟

یکی سفره ام را بی نان کردی

یکی هم چراغم را بی روغن .




:: برچسب‌ها: حکایت, شیخ محمد حسین زاهد, نعمت, ولی خدا
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱
زمان : ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ
تقوا و امام حسین علیه السلام
نظرات ()

می فرمودند :

نظام رشتی را در خواب دیدند.

از او سوال کردند : در آن دنیا چه چیزی به درد میخورد ؟

گفت : دو چیز : تقوا و امام حسین علیه السلام .

پرسیدند : جات چطوره ؟

گفت :

شکر خدا را که در پناه حسینم           عالم از این خوبتر پناه ندارد




:: برچسب‌ها: تقوا, امام حسین علیه السلام, نظام رشتی
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۳٩۱
زمان : ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ
عمل به خاطر خود خدا
نظرات ()

میفرمودند :

حدیث داره وقتی بنده عملی رو انجام میده, ملایک در هر یک از آسمانهای هفتگانه این عمل رو باز رسی میکنند. تا عمل خالص باشه .

وقتی عملی از هفت آسمان میگذره , فرشته ها شادی میکنند.

خداوند به فرشته ها میفرماید : شادی نکنید . بنده من این عمل رو به خاطر من انجام نداده( به خاطر ترس از جهنم یا شوق بهشت بوده)

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز

کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

ما عاشق نیستیم.




:: برچسب‌ها: عمل, خدا
نویسنده : محمدی
تاریخ : جمعه ٤ اسفند ۱۳٩۱
زمان : ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ
ارزش دنیا
نظرات ()

میفرمودند:

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ

ای هیچ ز بهر هیچ بر هیچ مپیچ

نقل میکنند : آشیخ محمد حسین زاهد رحمه الله در آخرین لحظات سه بار فوت کردند و از دنیا رفتند.

کسی ایشان را در خواب دید و دلیل این کارشان را پرسیدند .

ایشان در جواب فرموده بودند : میخواستم بگم ارزش دنیا همین قدره.




:: برچسب‌ها: ارزش, دنیا, شیخ محمد حسین زاهد
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۳٩۱
زمان : ۱:٤٦ ‎ق.ظ
همیشه خوبی ها را ببین
نظرات ()

ایشان میفرمودند :

همچون مگسان روی پلیدی منشین

زنبور عسل باش انیس گل باش

 

زنبور عسل همش دنبال گل میگرده ولی مگس بد بخت توی باغ گل هم باشه میره دنبال یه تیکه نجاست میگرده و روی اون میشینه.




:: برچسب‌ها: همیشه, خوبی, ببین
نویسنده : محمدی
تاریخ : یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩۱
زمان : ۱:۱۳ ‎ق.ظ




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.