در رکعت اول الاغ خریدی،در رکعت دوم طویله ساختی
نظرات ()

روزی یکی از اولیای خدا آمد،ایستاد صف اول نماز و به آقایی اقتدا کرد.رکعت اول را که خواند،رکعت دوم را نیت فرادی کرد.نمازش را خواند و بقچه اش را باز کرد و مشغول خوردن نان و پنیر و انگور شد.نماز که تمام شد،حاجی ها و کسانی که در صف اول ایستاده بودند،گفتند:

مشتی،تو آمدی صف اول حواس ما را پرت کردی و حالا نشسته ای نان و انگور می خوری؟

پیشنماز هم چپ چپ به این شخص نگاه می کرد،آن شخص آمد در گوش پیشنماز آهسته گفت:علت اینکه من نمازم را فرادی کرده بگویم یا می گویی؟

پیشنماز گفت:بفرمایید

او در گوش پیشنماز گفت:رکعت اول داشتی الاغ می خریدی،با خود فکر می کردی که خانه مان دور است،خوب است الاغی بخرم_البته این قصه برای صد سال پیش است،آن موقع ماشین نبود،حالا که ماشین است می خواهیم ماشین بخریم_رکعت دوم داشتی طویله می ساختی،با خود می گفتی الاغ را کجا ببرم؟بعد با خود گفتی:

گوشه خانه اتاق خالی است،همان را طویله می کنم!




:: برچسب‌ها:
نویسنده : محمدی
تاریخ : سه‌شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۳
زمان : ٤:٥٥ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.